جفت واژههایی که همه قاطی میکنند
Borrow و lend، bring و take، say و tell، make و do — جفتهایی که اگر جدا توضیح داده نشوند سالها غلط میمانند.
این جفتها دشوار نیستند. فقط بهندرت توضیح داده میشوند، برای همین زبانآموزان حدس میزنند و حدسی که نصف دفعات درست از آب درمیآید هرگز اصلاح نمیشود.
برای فارسیزبانها چند جفت دلیل مشخص دارد: فارسی برای هر دو واژه یک فعل دارد («گفتن»، «کردن»، «بردن»)، پس این تمایز را باید تازه یاد گرفت.
Borrow و lend
Borrow = از کسی گرفتن. Lend = به کسی دادن.
- Can I borrow your pen? (من میگیرم)
- Could you lend me your pen? (شما میدهید)
وارسی از روی جهت: borrow from، lend to.
❌ Can you borrow me €10? ✅ Can you lend me €10?
فارسی «قرض گرفتن» و «قرض دادن» را جدا دارد؛ فقط گاهی «قرض بده» با «قرض بگیر» قاطی میشود. انگلیسی هم جداست.
Bring و take
نسبت به جای گوینده: bring — به اینجا، take — از اینجا.
- Bring your laptop to the meeting. (من آنجا خواهم بود)
- Take an umbrella — it's raining. (دارید میروید)
فارسی هر دو را «آوردن / بردن» دارد و همین جهت را میشناسد — «بیاور» و «ببر» — پس این جفت برایتان آسان است.
Say و tell
Tell آدم میخواهد. Say نه.
- He told me the news. / He said the news was bad.
- ثابت: tell a story، tell the truth، tell a lie، tell the time
- ثابت: say hello، say sorry، say a word
❌ He said me he was leaving.
فارسی «گفتن» یک فعل است («به من گفت»). از همینجا دو خطای رایج میآید: ❌ said me و ❌ told to me.
Make و do
Make = ساختن، تولید کردن. Do = انجام دادن عمل.
| make | do |
|---|---|
| make a mistake | do homework |
| make a decision | do the washing-up |
| make progress | do business |
| make an effort | do research |
| make a noise | do a favour |
این همنشینیهاست — جفت را کامل حفظ کنید، نه قاعده را.
بزرگترین دام فارسیزبانها: فارسی برای هر دو عمدتاً «کردن» یا «انجام دادن» میگوید («اشتباه کردن»، «تصمیم گرفتن»، «تکلیف انجام دادن»، «پیشرفت کردن»). از فارسی نمیتوانید حدس بزنید کدام make است و کدام do — باید جفتها را از بر کنید.
جفتهای رایج دیگر
Fun و funny. Fun — خوشایند، سرگرمکننده. Funny — خندهدار (یا عجیب).
The party was fun. His story was funny.
Look، see، watch. See خودبهخود رخ میدهد؛ look at — عمدی؛ watch — عمدی و در طول زمان. (فارسی «دیدن / نگاه کردن / تماشا کردن» را همینطور تمایز میدهد.)
I saw an accident. I looked at the menu. I watched a film.
Remind و remember. شما خودتان remember میکنید؛ کس دیگری reminds میکند.
Remind me to call her. / I can't remember her name.
Lose و miss. شما چیزی را lose میکنید؛ قطار، آدم یا فرصت را miss میکنید. (فارسی هر دو را «از دست دادن» میگوید.)
Learn و teach. شما از معلم learn میکنید، معلم شما را teaches میکند.
بعضی مفعول دارند، بعضی ندارند
چند جفت فقط در این فرق دارند که عمل مفعول دارد یا نه:
| بدون مفعول (خودبهخود رخ میدهد) | با مفعول (شما با چیزی میکنید) |
|---|---|
| Prices rose. | They raised prices. |
| I lie down. | I lay the book on the table. |
| The door opened. | She opened the door. |
rise / raise و lie / lay را بیشتر از همه تمرین کنید. توجه کنید که lay شکل گذشتهٔ lie هم هست، برای همین بومیها هم اینجا اشتباه میکنند.
دو جفت دیگر دربارهٔ جهت
Steal و rob. Steal — چیزی را دزدیدن؛ rob — جا یا آدمی را زدن.
They stole my bike. · The shop was robbed.
Win و beat. Win — مسابقه را بردن؛ beat — رقیب را شکست دادن.
We won the match. · We beat Liverpool. (ولی هرگز «we won Liverpool»)
فارسی برای هر دو «بردن» میگوید و حتی رقیب را مفعول میکند («لیورپول را بردیم»). پس فارسیزبانها دقیقاً همان خطا را میکنند: ❌ We won Liverpool.
واژههای شبیه مترادف که مترادف نیستند
| واژه | معنا | با آن قاطی نکنید |
|---|---|---|
| travel | سفر بهعنوان فعالیت (غیرقابل شمارش) | a trip / a journey — سفر مشخص |
| work | کار بهعنوان فعالیت (غیرقابل شمارش) | a job — شغل، محل کار |
| sensible | معقول | sensitive — حساس |
| economic | اقتصادی | economical — مقرونبهصرفه |
| historic | تاریخی (مهم) | historical — تاریخی (دربارهٔ گذشته) |
| actually | در واقع | currently — در حال حاضر |
❌ I have a good work. ← ✅ I have a good job. ❌ I had a nice travel. ← ✅ I had a nice trip.
«کار» در فارسی هم شغل است هم فعالیت («کار خوبی دارم» / «کار میکنم»)، برای همین ❌ a good work برای فارسیزبانها طبیعی به نظر میرسد.
این خطاها دقیقاً چون ارتباط را خراب نمیکنند سالها میمانند. Can you borrow me a pen کاملاً فهمیده میشود، برای همین کسی اصلاح نمیکند — و عبارت یک دهه میماند. پس فقط آگاهانه میشود اصلاحشان کرد: دو تا را انتخاب کنید که خودتان در آنها اشتباه میکنید و این هفته آگاهانه به کار ببرید.
نصف این جفتها در یک گفتگو
A: Could you lend me your charger? I left mine at work.
B: Sure. Remind me to take it home tonight.
A: Will do. Did you hear about Sam? Someone stole his bike.
B: No! Actually, that's the third one this month.
Lend، remind، take، hear، steal و actually — هر کدام کاری میکند که همزادش نمیتوانست.
خودتان را بسنجید
در آزمون زیر این جفتها در جملههای عادیاند. مراقب جهت باشید.