الفبای انگلیسی: حرفها و صداها
خواندن انگلیسی از صفر از کجا شروع میشود: 26 حرف، حدود 44 صدا و اینکه چرا واژه تقریباً هرگز همانطور که نوشته میشود خوانده نمیشود.
خواندن انگلیسی با خبری ناخوشایند شروع میشود: 26 حرف هست و حدود 44 صدا. یعنی یک حرف باید چند صدا را نشان بدهد و اینکه کدامشان است فقط از حرفهای کناری معلوم میشود. این هرجومرج نیست. چند قاعده است و همهشان در شش مقالهٔ کوتاه جا میشوند.
پیش از شروع: چه چیزی با فارسی فرق دارد
- جهت. انگلیسی از چپ به راست نوشته و خوانده میشود. فارسی برعکس است، و این در چند روز اول چشم را اذیت میکند. اگر وسط خواندن جمله انگلیسی ناگهان «از آخر» میخوانید، عجیب نیست.
- حرفها جدا هستند. حرفها به هم نمیچسبند و شکلشان با جای واژه عوض نمیشود، آنطور که در فارسی «ـهـ» و «ه» و «هـ» فرق دارند — هر حرف دو شکل بیشتر ندارد: بزرگ و کوچک (A و a).
- حرف بزرگ. در آغاز جمله و نامهای خاص نوشته میشود. فارسی چنین تمایزی ندارد.
- مصوتها نوشته میشوند. در فارسی مصوتهای کوتاه (َ ِ ُ) معمولاً نوشته نمیشوند: «کرد» میتواند کَرد، کُرد یا کِرد باشد. انگلیسی مصوتها را همیشه مینویسد — ولی، چنانکه خواهید دید، نه یکسان.
- حرفهای لاتین را میشناسید. روی صفحهکلید، برند و نمایشگر میبینیدشان. آنچه نمیدانید این است که هر حرف چه صدایی دارد، و فارسی در این باره راهنمای خوبی نیست.
نام حرف و صدای آن دو چیز متفاوتاند
حرف A [eɪ] نامیده میشود — «ای». ولی در واژهٔ cat [æ] خوانده میشود، در car [ɑː]، و در name دوباره [eɪ].
نام حرف وقتی لازم است که واژه را حرفبهحرف هجی میکنید. درون واژه صدا کار میکند. و قاطی کردن این دو باعث میشود مبتدی name را حرفبهحرف «نَمِ» و make را «مَکِ» بخواند. این برایتان آشناست: فارسی هم بین نام حرف («بِ») و صدایش /b/ فرق میگذارد.
الفبا
| حرفها | نامهایشان |
|---|---|
| A B C D E F G | [eɪ] [biː] [siː] [diː] [iː] [ef] [dʒiː] |
| H I J K L M N | [eɪtʃ] [aɪ] [dʒeɪ] [keɪ] [el] [em] [en] |
| O P Q R S T U | [əʊ] [piː] [kjuː] [ɑː] [es] [tiː] [juː] |
| V W X Y Z | [viː] [ˈdʌbljuː] [eks] [waɪ] [zed] |
آخرین حرف در آمریکا [ziː] نامیده میشود، در بریتانیا [zed]. هر دو معیار درست است.
شش حرف مصوت برای بیست صدای مصوت
حرفهای مصوت A، E، I، O، U و گاهی Y هستند. شش حرف، و صدای مصوت در انگلیسی حدود بیست. فارسی شش مصوت دارد (اَ، ِ، ُ، آ، ای، او) و برای هر کدام حرف یا نشانهای. همینجاست که تمام دشواری هست: بیثباتی خواندن تقریباً همهاش در مصوتهاست.
صامتها خیلی آرامترند. B تقریباً همیشه [b] است و m تقریباً همیشه [m]. برای همین این مقالهها دربارهٔ مصوتها زیاد و مفصل حرف میزنند و دربارهٔ صامتها کوتاه.
چرا نشانهگذاری آوایی لازم است
نشانهگذاری آوایی در قلاب نوشته میشود: cat [kæt]. یک نشانه — دقیقاً یک صدا، بدون استثنا. تنها راهی است که میشود نوشت واژه چگونه خوانده میشود بیآنکه به نحوهٔ نوشتنش تکیه کنید.
دو نقطه یعنی کشیدگی: [iː] صدای کشیده است و [ɪ] کوتاه. این تزئین نیست؛ تفاوت معنای واژه را عوض میکند:
| کوتاه | کشیده |
|---|---|
| ship [ʃɪp] — کشتی | sheep [ʃiːp] — گوسفند |
| live [lɪv] — زندگی کردن | leave [liːv] — ترک کردن |
| full [fʊl] — پر | fool [fuːl] — احمق |
| sit [sɪt] — نشستن | seat [siːt] — صندلی |
نکته برای فارسیزبانها: در فارسی امروز کشیدگی مصوت معنا را عوض نمیکند — «ای» (i) و «ِ» (e) بیشتر از جنس صدا فرق دارند تا از جنس طول. برای همین گوش فارسیزبان اغلب ship و sheep را یکجور میشنود و هر دو را «شیپ» میخواند. باید عمداً تفاوت را تمرین کرد: [ɪ] کوتاه و شل، نزدیک به «ِ»؛ [iː] کشیده و کشیدهتر از «ای» معمولی.
صداهایی که در فارسی هستند — و آنهایی که نیستند
خبر خوب اول: بسیاری از صداهایی که زبانآموزان دیگر را اذیت میکنند در فارسی هم هستند.
| صدا | مثال | در فارسی |
|---|---|---|
| [ʃ] | she | «ش» مثل «شب» |
| [ʒ] | vision | «ژ» مثل «ژاکت» |
| [tʃ] | chair | «چ» مثل «چای» |
| [dʒ] | jam | «ج» مثل «جام» |
| [h] | house | «ه» مثل «هوا» |
| [æ] | cat | «اَ» مثل «مَن» و «بَد» |
| [e] | pen | «ِ» مثل «دِل» |
و حالا صداهایی که معادل ندارند:
| صدا | مثال | نکتهٔ مهم |
|---|---|---|
| [θ] | think | نوک زبان بین دندانها، بیواک |
| [ð] | this | همان جای زبان، ولی با واک |
| [w] | we | لبها گرد، این «و» فارسی نیست و [v] هم نیست |
| [ŋ] | sing | «ن» از بینی، بدون «گ» در آخر |
| [ɜː] | bird | مصوت کشیدهای که در فارسی نیست |
| [ə] | about | مصوت بسیار کوتاه و بیتأکید؛ فارسی چنین صدایی ندارد |
وسوسه بزرگ است: [θ] را «س» بخوانید و [w] را «و» (یعنی [v]). حرفهای ث و ذ در الفبای فارسی هستند، ولی در فارسی «س» و «ز» خوانده میشوند — برای همین دست و دهان از قبل عادت دارد [θ] را با «س» عوض کند: think میشود sink. همین دو جایگزینی — [θ] با «س» و [w] با [v] — بیش از هر چیز لهجهٔ فارسی را در انگلیسی لو میدهند، و معنا هم عوض میشود: think (فکر کردن) و sink (غرق شدن). از اول به جای درست زبان عادت کنید — در ده واژهٔ اول یک دقیقه طول میکشد و بعداً یادگیری دوباره سالها.
و نکتهٔ [ŋ]: این صدا را در فارسی دارید — در «سنگ» و «رنگ» قبل از «گ» تلفظ میشود. فقط باید یاد بگیرید در انگلیسی sing آن را بدون «گ» تمام کنید: [sɪŋ]، نه «سینگ».
حرف را نمیخوانیم، هجا را میخوانیم
ایدهٔ اصلی که این همه برایش نوشته شده: برای خواندن واژهٔ انگلیسی نباید به حرف نگاه کنید، بلکه به کل هجا — یعنی مصوت بههمراه آنچه بعدش میآید.
مقایسه کنید: hat و hate. حرف a همان است و صدا فرق میکند، چون در واژهٔ دوم بعد از صامت e آمده است. همین است که خواندن را عوض میکند.
نخواهید واژهها را کامل حفظ کنید. وسوسهٔ حفظ املای هر واژه مثل یک عکس تقریباً در همه پیدا میشود و به بنبست میرسد: واژهها دهها هزارند و قاعدههای خواندن شش مقاله. قاعدهها حدود 80% واژههای انگلیسی را میپوشانند و بقیه را باید یکییکی حفظ کرد، که زیاد نیستند. از قاعدهها شروع کنید و استثناها را در راه جمع کنید.
خودتان را بسنجید
در آزمون زیر نام حرفها، کشیدگی مصوتها و صداهایی هست که در فارسی نیستند.