English.guru
بازگشت

چند وقت یک بار؟ قیدهای تکرار و جایشان در جمله

Always، usually، sometimes، never — چه معنایی دارند و قاعدهٔ ترتیب واژه‌ها که جایشان را تعیین می‌کند.

برای گفتن اینکه چیزی چند وقت یک بار رخ می‌دهد دو چیز لازم است: واژهٔ درست و جای درست. معمولاً در جا اشتباه می‌کنند.

مقیاس

قید تقریباً توضیح
always 100%
almost always 95%
usually / normally 90% normally کمی خنثی‌تر است
often / frequently 70% frequently رسمی‌تر است
sometimes 50%
occasionally 30%
rarely / seldom 10% seldom نسبتاً کتابی است
hardly ever 5% در گفتار بسیار رایج
never 0%

Hardly ever را درست یاد بگیرید: یعنی «تقریباً هرگز» و در گفتگو خیلی بیشتر از seldom پیش می‌آید که کتابی به گوش می‌رسد.

کجا می‌نشینند

پیش از فعل اصلی:

I always drink coffee in the morning.

She never eats breakfast.

بعد از «be»:

He is always late. (نه always is)

They are usually here by nine.

بین فعل کمکی و فعل اصلی:

I have often wondered about that.

You should always check the date.

قاعده در یک سطر — پیش از فعل اصلی، ولی بعد از «be» و بعد از اولین فعل کمکی.

فارسی قید تکرار را پیش از فعل می‌گذارد («او همیشه دیر است»)، یعنی در جمله با «است» هم پیش از فعل. در انگلیسی برای be ترتیب برعکس می‌شود: is always.

در منفی قید بعد از «don't» می‌آید

اینجا راحت می‌شود اشتباه کرد: انگار قاعده وارونه شده.

  • ✅ I don't usually work on Fridays.
  • ❌ I usually don't work on Fridays. (می‌فهمند ولی ترتیب طبیعی نیست)

بعضی را می‌شود به لبه برد، بعضی را نه

Sometimes, usually, often, occasionally را می‌شود برای تأکید به اول یا آخر جمله برد:

  • ✅ Sometimes I walk to work.
  • ✅ I walk to work sometimes.

Always, never, rarely و hardly ever این را نمی‌توانند — در جمله‌های عادی آن‌ها را در میانه نگه دارید.

  • ❌ Never I go there.
  • ✅ I never go there.

Never خودش منفی است

❌ I don't never go there. ✅ I never go there.

انگلیسی نفی را دو بار نمی‌آورد. Never همهٔ کار را خودش می‌کند. همین دربارهٔ rarely، seldom و hardly ever هم هست — هیچ‌کدام با don't نمی‌آیند.

این دام فارسی‌زبان‌هاست. فارسی نفی مضاعف می‌خواهد: «هرگز نمی‌روم»، «هیچ‌وقت نمی‌روم» — هم قید منفی دارد و هم فعل منفی. اگر همین را کلمه‌به‌کلمه ببرید، می‌شود I never don't go یا I don't never go. در انگلیسی فقط never کافی است: I never go.

عبارت‌های بلند به لبه‌ها می‌روند

عبارت‌هایی مثل every day, once a week, twice a month, from time to time جور دیگری رفتار می‌کنند — در اول یا آخر می‌آیند، نه در میانه.

✅ I go swimming twice a week. ✅ Every morning, she walks the dog. ❌ I twice a week go swimming.

ساختنشان: once / twice / three times + a day, a week, a month, a year. فارسی «هفته‌ای دو بار» می‌گوید (عدد بعد از واحد)؛ انگلیسی عدد را اول می‌آورد. توجه کنید: once و twice می‌گویند، نه «one time» یا «two times»، ولی از سه به بعد three times a week.

چگونه بپرسیم

  • How often do you travel for work?
  • — About once a month. / Hardly ever.

گپ کوتاه، و تقریباً همه‌اش تکرار است

A: How often do you go to the gym?

B: Two or three times a week, usually. You?

A: Hardly ever, to be honest. I sometimes walk instead.

B: That counts! I never walk anywhere.

توجه کنید: usually در آخر، hardly ever در میانه، never پیش از فعل اصلی — هر سه جا در یک گفتگوی کوتاه.

خودتان را بسنجید

آزمون زیر بیشتر دربارهٔ جا در جمله است — درست همان‌جا که نمره از دست می‌رود.

خودتان را بسنجید: آزمون: قیدهای تکرار ←