توصیف آدمها، جاها و چیزها به انگلیسی
صفتهایی برای توصیف ظاهر، خلقوخو و مکانها — و ترتیب کلمههایی که انگلیسیزبانهای بومی واقعاً به کار میبرند.
توصیف همان چیزی است که گفتگو را جالب میکند. وقتی بتوانید بیش از «این خوب است» بگویید، میتوانید داستان تعریف کنید، نظر بدهید و درست فهمیده شوید.
توصیف ظاهر
قد و هیکل: tall, short, slim, well-built مو: long, short, straight, curly, blonde, dark سن: young, middle-aged, elderly (دربارهٔ آدمها مؤدبانهتر از «old»)
برای ویژگیهای ظاهری have got / have و برای کیفیتهای کلی be به کار ببرید:
- She has long dark hair.
- She is tall.
فارسیزبانها اینجا خوششانساند: «موی بلند دارد» و «قدبلند است» همین تقسیم را دارند.
توصیف خلقوخو
| مثبت | منفی |
|---|---|
| friendly | unfriendly |
| generous | mean |
| hard-working | lazy |
| patient | impatient |
| confident | shy |
| reliable | unreliable |
| easy-going | difficult |
به یک الگو توجه کنید: بسیاری از متضادها با پیشوند un- یا im- ساخته میشوند (مثل «نا-» و «بی-» در فارسی: ناصبور، بیاعتماد). ولی همه نه: متضاد generous واژهٔ mean است، نه «ungenerous».
یک چارچوب مناسب برای خلقوخو: He's the kind of person who always remembers your birthday.
توصیف مکانها
- اندازه: tiny, small, big, huge
- فضا: quiet, busy, crowded, lively, peaceful
- وضعیت: modern, old, clean, dirty
- نظر: beautiful, ugly, boring, interesting
It's a small, quiet town near the mountains.
ترتیب صفتها
وقتی چند صفت دارید، انگلیسی ترتیب ثابتی دارد. قاعدهٔ کامل این است:
نظر ← اندازه ← سن ← شکل ← رنگ ← خاستگاه ← جنس ← کاربرد ← اسم
- ✅ a beautiful little old house
- ❌ an old little beautiful house
- ✅ a lovely big red car
- ✅ a small round wooden table
یادتان باشد که در انگلیسی همهٔ صفتها پیش از اسم میآیند، در حالی که در فارسی بعد از آن («خانهٔ قدیمی کوچک زیبا»). برای همین ترتیب فارسی را نمیشود فقط برعکس کرد — ترتیب خودِ صفتها هم فرق دارد.
انگلیسیزبانهای بومی این قاعده را یاد نمیگیرند — میشنوندش. اگر شک دارید، یادتان باشد: نظر اول میآید و جنس یا کاربرد نزدیکترین به اسم است.
در عمل سه صفت پشتسرهم کم پیش میآید. دو صفت عادی است و بیشتر از آن انگلیسی معمولاً آنها را جدا میکند: a lovely old house, painted white.
تلهٔ -ed و -ing
این جدیترین خطای کل این موضوع است، چون سبک را عوض نمیکند، معنا را عوض میکند.
- -ing چیز را توصیف میکند: The film was boring.
- -ed احساس آدم را: I was bored.
یعنی ❌ I am boring میشود «من آدم کسالتآوری هستم». همین تفکیک در interesting / interested، confusing / confused، surprising / surprised و بقیهٔ خانواده هم هست. فارسیزبانها این تفاوت را از قبل میشناسند — «خستهکننده» و «خسته»، «جالب» و «علاقهمند» — فقط باید شکل انگلیسیاش را به یاد بیاورند.
چگونه توصیف را قویتر کنیم
بهجای اضافه کردن very صفت قویتری به کار ببرید:
| بهجای | میگوییم |
|---|---|
| very big | huge |
| very small | tiny |
| very good | excellent |
| very bad | awful |
| very tired | exhausted |
| very pretty | beautiful |
| very cold | freezing |
| very hungry | starving |
نکتهٔ مهم: نمیشود گفت very huge یا very excellent — این صفتها از قبل در اوجاند. absolutely یا completely به کار ببرید: absolutely huge.
و چگونه نرمترش کنیم
جهت عکس هم به همان اندازه مفید است و انگلیسیزبانهای بومی دائماً از آن استفاده میکنند:
- It's quite good. (نسبتاً — در بریتانیایی حتی میتواند یعنی «معمولی»)
- It's a bit small. (کمی، و معمولاً گلایه است)
- It's not exactly cheap. (گران است — با کمگویی)
صفتها نگرش شما را میرسانند، نه فقط اطلاعات. Small و tiny همان آپارتمان را توصیف میکنند؛ a bit small گلایه است و cosy تعریف مشاور املاک. وقتی صفتی را انتخاب میکنید، نگرش خودتان به آن چیز را انتخاب میکنید.
از آپارتمانی که دیدهایم میگوییم
A: What was it like?
B: Quite small, and a bit dark. But it's a lovely old building.
A: Were you disappointed?
B: A little. The photos were misleading — it looked huge online.
Quite و a bit برای نرم کردن، ترتیب کلمهها در lovely old building و جفت disappointed / misleading که دقیقاً با قاعدهٔ -ed و -ing کار میکند.
خودتان را بسنجید
آزمون زیر هم واژگان را میسنجد هم ترتیب کلمهها را.